چهارشنبه 21 آبان 1393 حکومت و سیاست در سیره امام حسن ( علیه السلام )

حضرت امام حسن مجتبى (ع ) بعد از شهادت پدرش على (ع ) مدت شش ماه یا هفت ماه و هفت روز، کشور اسلامى را اداره کرد و از مردم بیعت گرفت ؛ بیعت یک سنت عربى بود که در کارهاى مهم مانند سلطنت و امارت اجراء مى شد، زیردستان بویژه سرشناسان ، بیعت و موافقت به امیر یا سلطان مى دادند، و مخالفت بعد از بیعت عار و ننگ قومى بود، و مانند تخلف از امضاى قطعى ، جرم مسلم شمرده مى شد، و در سیره ى پیامبر اکرم (ص ) نیز در جایى که به اختیار و بدون اجبار انجام مى یافت ، اعتبار داشت ، و حضرت مجتبى بعد از گرفتن بیعت از مردم که امامت و حکومتش بحسب ظاهر نیز رسمیت یافت ، تمامى والیان و کارگزاران پدرش را از نظر حکومتى ابقاء نمود.

حضرت امام حسن (ع ) هنگامى عهده دار امر خلافت اسلامى گردید، که مجتمع آن روز را گروهى آشفته و سست ایمان دنیاپرست و دغلکار تشکیل مى داد، و تن آسایى ، تجملّ پرستى و دنیاطلبى ، جاى مجاهدت ، پاکبازى ، زهد و ساده زیستى را گرفته بود، و شعله فضلیت و تقوا رو به خاموشى مى رفت . امام مجتبى (ع ) بلافاصله براى نابود ساختن رژیم غیر اسلامى و ضد انسانى معاویه ، همت گماشت و لشکرى ]؛ک ک را که پدر بزرگوارش براى نبرد با رژیم شام آماده کرده بود، براى جنگ سازمان داد. اما این ارتش سست اراده و متفرق که اصلاً روحیه ى جنگى نداشت ، هرگز شایسته ى اداى فریضه ى جهاد نبود. کارشکنى هاى خوارج از سویى ، و سستى و بى ارادگى گروه غارتگرى که مطیع محض رؤساى قبایل خود بودند، از سوى دیگر ارتش حضرت امام حسن (ع ) را از درون پوک و متلاشى ساخته بود.
امام بناچار با چنان لشکر بى سامان و بى روحیه ، از کوفه بیرون شد، و در اردوگاه نخیله اردو زد، حضرت ، حکَم کندى را با چهار هزار کس بمقابله ى لشکر معاویه فرستاد، ولى این فرمانده خیانت پیشه ، با دریافت پانصد هزار درهم ، به لشکر دشمن پیوست آنگاه ستون بعدى متشکل از چهار هزار لشکر بفرماندهى یک سردار مرادى از نوگسیل داد، اما کیسه هاى پول معاویه او را هم فریفت و تسلیم سپاه شیطان شد. در این جا امام پس از مطالعه ى کافى ، پسر عموى پدرش عبیدالله ابن عباس را که در زمان على (ع ) والى یمن بود، و سپاهیان خونخوار معاویه دو فرزند خردسالش را در دامان مادر کشته بودند، با سپاهى گران به جنگ معاویه فرستاد، و از او براى پایدارى در جنگ پیمان هاى محکم گرفت ، عبیدالله با آن که قلبش مالامال از کین و عداوت معاویه بود هم در برابر یک میلیون درهم و وعده ى فرماندهى یکى از ولایات شام ، شبانه به اردوگاه معاویه پیوست و لشکریان صبح هنگام خیمه ى فرماندهى را بدون فرمانده دیدند.
این خیانت هاى پى درپى و تبلیغات ستون پنجم دشمن و نفاق افگنى هاى جاسوسان معاویه آن چنان اثرات سوء خود را ظاهر ساخت که لشکریان امام حسن (ع ) حاضر به جنگ نمى شدند که هیچ بلکه اردوگاه امام را بغارت گرفتند، و عبا و سجاده ى امام را بردند، و در آن گیرودار، در اثر حمله ى ناگهانى تروریست هاى معاویه ، آن امام زخمى شد، و از توطئه ى دادن آن حضرت به معاویه با خبر گردید.
در چنین موقعیت خطرناک بود که نامه ى معاویه به امام حسن (ع ) رسید، که فرماندهان قبایل و سران سپاهت همه به من تسلیم شده اند، و امام (ع ) کاملاً از بى وفایى و نابکارى ارتش کوفه مطلع گردید، در این نامه معاویه از حضرت حسن مجتبى (ع ) تقاضاى صلح کرده بود. در چنین شرایطى که جان و هسته ى مقاومت در خطر نابودى است ، سیاست سالم و معقول اقتضا مى کند که با امضاى قرارداد صلح خود و آن عده از تربیت یافته گان خود را از خطر نابودى قطعى نجات داده و در انتظار روزى باشند که زمینه ى مناسب تر فراهم آید. اگرچنین شرایطى براى ]؛ حضرت على (ع ) هم پیش مى آمد، صلح مى کرد،و قواى نظامى على الاکثر، از جنگ و مقاومت سرباز مى زدند، چنان که حضرت وقتى که آن ها را به جنگ تحریص مى کرد، مى گفتند البقیه البقیه ، یعنى ما مى خواهیم باقى بمانیم . اگر چنانچه این نیرو تن بذلت نمى دادند، شکست لشکر شام قطعى بود، زیرا آنان در صفین ضرب ششت لشکر عراق را دیده بودند.
وقتى که دوره ى 250ساله ى امامت را بررسى نماییم ، طلایى ترین دوره همان چهار سال و نه ماه مدت خلافت امیرالمؤمنین (ع ) است و همین شش یا هفت ماه خلاف امام حسن (ع ) که با همه ى کوتاهى و دردسرها و موانعى که ازلازمه ى یک حکومت انقلابى است ، با اعمال روش هاى انسانى و عدالت مطلق ، و رعایت ابعاد گوناگون اسلام در زندگى جامعه ، همراه با قاطعیت و صراحت و جرأت ، در این دوره درخشیده و نمونه ى بوده است براى حکومت ها و نظام هاى اجتماعى بشر و درقرن هاى بعد همواره همچون خاطره هاى گرمى از آن دوره یاد مى شده ، و دریغ آن روزگار خورده مى شده ، و رژیم هاى زمان هاى بعد در مقایسه با آن دوره همیشه محکوم بوده است ، و امامان شیعه در راه زنده کردن چنین حکومتى به اشکال گوناگون تلاش مى کرده اند.
در عین حال درس و تجربه ى آموزنده اى بود که مى توانست وضع و حال یک انقلاب صددرصد اسلامى را در میان جامعه و مردمى تربیت نیافته و به انحراف کشانده شده نشان دهد و از آن روز به بعد روش هاى دراز مدت و همراه با تربیت هاى دشوار و سخت گیرانه ى حزبى بر امامان بعدى تحمیل گردید.
پس از صلح امام حسن (ع ) کارهاى نیمه مخفى و برنامه هایى که هدفش ، تلاش براى بازگرداندن قدرت به خاندان پیامبر در فرصت هاى مناسب بود، آغاز شد که با پایان یافتن زندگى شرارت آمیز معاویه زمینه ى فرار رسیدن چنین آرمانى فراهم بود.
همین بود که پس از حادثه ى صلح امام حسن (ع ) اقدام بسیار مهمى که انجام گرفت ، گسترش اندیشه ى شیعى و سر و سامان دادن به جمع پیوسته و باور مندى بود که اکنون بر اثر سلطه ظالمانه اى خلفاى اموى ، و فشارى که بر آنان وارد مى آمد، مى توانست از تحرک و دینامیسم بیشترى برخوردار باشد و همواره چنین است که اختناق و فشار بجاى آن که عامل گسیختگى نیروهاى منسجم و تحت فشار باشد، موجب هرچه پیوسته تر و راسخ تر و گسترده تر شدن آنان مى شود.
جع آورى نیروهاى اصیل و مطمئن شیعى ، و حراست آنان از گزند توطئه هاى بى امان ضد شیعى دستگاه اموى و گسترش تفکر اصیل اسلامى ، در دایره ى محدود ولى پر عمق ، جذب نیروهاى بالقوه و افزودن آنان به جمع شیعیان ، اقدام بموقع و مناسبى بود براى منفجر ساختن نظام جاهلى بنى امیه ، و جایگزین ساختن نظام صحیح اسلامى . استراتیژى امام حسن (ع ) و آخرین علتى که پذیرش صلح را براى آن حضرت اجتناب ناپذیر مى ساخت ، همین بود.
گویا به همین جهت که مبارزه ى علنى کار به جایى نمى برد، پس از حادثه ى صلح ، وقتى جمعى از شیعیان بسر کردگى مسیب ابن نجبه و سلیمان ابن صرد خزاعى به مدینه که امام تازه از کوفه بدان جا باز گشته بود، و آن شهر را مجدداً پایگاه فکرى و سیاسى خود قرار داده بود، نزد آن حضرت رفتند و پیشنهاد بازسازى قواى نظامى و تصرف کوفه و حمله به سپاه شام را مطرح کردند. امام آن دو نفر را از میان جمع برگزید و نزد خود به خلوت خواند، و با بیانى که از هیچ روى از کم و کیف آن اطلاعات در دست نیست ، آنان را به نادرستى این نقشه قانع ساخت ، و آنان هنگامى که نزد یاران و همسفران خود، بازگشتند به سخنان سربسته و کوتاه فهماندند که موضوع قیام نظامى منتفى است و باید به کوفه برگردند و به کار خود مشغول شوند.
با توجه به این نکته است که برخى از مؤرخین هوشیار معاصر عرب ، معتقد شده اند که نخستین سنگ بناى تشکیلات سیاسى شیعه ، در همان روز و در همان مجلس نهاده شد که این دو چهره ى معروف ، با امام حسن (ع ) دیدار و مذاکره کرده اند.
یکى از آن سخنان که امام در جمع دوستان خود مطرح کرده است ، این است : . این سخن که آشکارا ترسیمى است از مهمترین نابسامانى هاى دوران اموى ، و فرمانى است دایر بر تشکل و]؛ سازمان گیرى و هماهنگى ، در شمار جالب ترین اسناد مربوط به حزب شیعه است و همین طرح است که در دیدار امام حسن (ع ) و دو نفر از زبده ترین شیعیان شکل عملى و عینى مى یابد، بى گمان همه ى پیروان و شیعیان از این نقشه ى بسیار هوشمندانه ، مطلع نبوده اند، از اعتراض ها و ایرادهاى هم که از سوى دوستان بر آن حضرت وارد مى آمد، همین بود ولى پاسخى که کراراً به این مضمون :
. از آن حضرت شنیده مى شد، اشارتى پنهان به همین سیاست پنهان و تدبیر داشت . در طول حکومت جبارانه ى معاویه ، باشرح دردآورى که مؤرخان ، از جفاها و ستم هاى او نسبت به شیعیان نوشته ، تا آن جا که لعن بر على ابن ابیطالب (ع ) چون سنتى رایج گشته بود، اما با آن ها رشد اندیشه ى شیعى و افزایش آنان رو به تزآید بود، و حجاز و عراق ، معروف ترین و نام آورترین چهره هاى شخصیت شیعى را در سینه ى خود جاى داده بود که چون حلقه هاى زنجیر به یکدیگر متصل و از حال یکدیگر مطلع بودند، حجر ابن عدى وقتى که شهید شد، در چندین نقطه از کشور، علیرغم اختناق شدید، اعتراض بلند مى شود، و شخصیت معروفى در خراسان بدنبال اعتراض خشم آلودى از شدت اندوه جان مى سپارد. نامه هاى فراوان از مردم کوفه براى امام حسین براى دعوت به قیام ، و پس از شهادت امام حسین (ع ) پیوستن ده ها هزار نفر به گروه انتقام گیران تحت عنوان توابین ، و یا در سلک سپاه ابراهیم و مختار و شورش برضد حکومت اموى ، این گرایش ها و پیوندها و حرکت ه، جز در سایه ى یک فعالیت حساب شده و تشکیلاتى از سوى گروه شیعیان متحد و یک دل و یک جهت ، ممکن و معقول نیست ؛ زیرا دستگاه مسلط اموى به وسیله ى صدها قاضى و قارى و خطیب و والى اداره مى شد، و با تبلیغات حساب شده و فعالیت هاى سرى دیگرى که از طرف یک جمع پیوسته و یک جهت و وابسته و جهت مى یافت .
فرماندار مدینه در اثر گزارشى که از فعالیت هاى امام بدست آورده بود، به معاویه نوشت : اما بعد عمر ابن عثمان گزارش داد که مردانى از عراق و کسانى از سرشناس حجاز، نزد حسین رفت و آمد مى کنند و گمان قیام او هست ، من در این باره تفحص کردم و خبر یافتم که حسین قصد برافراشتن پرچم مخالفت دارد، نظر و فرمان خود را بنویس .
.
از مجموع مطالعات تاریخى بدست مى آید که حضرت امام حسن مجتبى (ع ) زمینه ى جنگ رویاروى علیه حاکمیت نامشروع و استبدادى معاویه ، برایش میسر نبود، اما در چارچوب یک فعالیت سیاسى و در راستاى اهداف بلند مدت حکومت اسلامى ، اساس یک مبارزه ى پنهانى را پى ریزى کرد و شیعه را بصورت یک جمع متشکل و هدفدار براى یک مبازره ى مکتبى دوامدار حفظ کرد و به نسل هاى بعدى سپرد.
________________________________________
1 سیرى کوتاه در زندگى ائمه (ع ): طباطبایى ، محمد حسین .
2 ر.ک : صلح امام حسن (ع ): آل یاسین ، راضى ، ترجمه : خامنه اى ، على ، ص 353ـ 125 چاپ اول ، مصباحى ، مؤسسه انتشارات آسی، خرداد 1351و ر.ک : تاریخ سیاسى اسلام : جعفریان ، رسول ، ج 2 ص 368و 373 قم ؛ چاپ مؤسسه الهادى ، چاپ اول ، پائیز 1377
3 پیشواى صادق : خامنه اى ، على ، ص 99 چاپ اول ، انتشارات سید جمال ، ناصرخسرو.
4 پیشین ، آل یاسین .
5 همان .
6 پیشین ، خامنه اى ، ص 101
7 همان .
8 جهاد الشیعة فى عصر عباسى الاول : مختار اللیثى ، سیمرة، ص 28به نقل از تاریخ طبرى : ج 7 ص 46
اندیشه حکومت دینى ، ج 1 ، ص 495 - 502

 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ

مطالب مرتبط

اخبار دفتر تبلیغات اسلامی

آخرین اخبار

خانه | بازگشت |
Guest (PortalGuest)


مجری سایت : شرکت سیگما